جستجوهای یک جستجوگر - سکوت هستی


می دونم این جمله « گاهی وقتا » هم دیگه خیلی کلیشه ای شده اما گاهی وقتا پیش میاد که آدما هیچ حرفی واسه گفتن ندارند . انگار گاهی وقتا مغز آدما هم واسه لحظه ای از کار می افته .

سکوت

نمی دونم این اتفاق برای شما هم افتاده یا نه ، اما من دیروز هیچ حرفی واسه گفتن نداشتم ، با این که اصلاً دلم نمی خواست سکوت کنم ، اما جز سکوت حرف دیگه ای نبود . سکوتم برعکس سکوت بعضی از آدما اصلاً معنی و مفهومی نداشت . حتی فکر هم نمی کردم ، انگار مغزم خالی شده بود ، مثل یه جور فرمت شدن حافظه .
هیچ کس از سکوت من تعجب نکرد ، حتی دیگران هم در برابر من سکوت کرده بودند ، احساس کردم تو این دنیا نیستم ، آره احساس نیستی ، مثل مردن بود ، اما ترسی در کار نبود ، انگار همه چیز آشنا بود ، انگار قبلاً هم اتفاق افتاده بود ، البته حس بدی هم نبود . حس متفاوتی از زندگی . شاید مغزم داغ کرده بود و احتیاج به استراحت داشت . بهتره شما هم به مغزتون کمی استراحت بدید ...
...............
...........
......
...
.


طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: آدم، سکوت، مغز، خالی، احساس، معنی، استراحت،  

Balatarin Delicious FriendFeed Digg Twit this
نوشته شده در 1388/08/11 توسط مهیب | نظرات ()